menusearch
farshidahmadi.com

سماع قلم (رقص قلم )

header
۱۴۰۰/۱۰/۱۰ جمعه
(0)
(0)

سماع قلم (رقص قلم )

سماع قلم (رقص قلم )

سماع قلم، ترنّم جان در بزمِ واژه‌هاست...

سماع قلم، آن لحظه‌ی بی‌زمانی‌ست که جانِ عاشق در مستیِ الهام به رقص می‌آید، و قلم در دستانِ سالک، همچون درویشی سرمست بر سپیدی کاغذ می‌چرخد و می‌چرخد، تا حقیقتی نانوشته را بر صفحات هستی حک کند.

سماع قلم، نوای ازلیِ عشق است که از ملکوت می‌تراود و در سطرهای بی‌قرار، جاودانه می‌شود. گاه قلم می‌گرید، گاه می‌خندد، گاه بی‌تابانه در التهابِ کلماتی سرشار از شوق می‌دود، و گاه به سجده می‌افتد، گویی خود نیز از هیبت آنچه می‌نگارد، به حیرت درآمده است.

سماع قلم، لحظه‌ی خلوت نویسنده با حق است، آن زمان که واژه‌ها از دلِ خاموشی می‌جوشند، بی‌آنکه عقل مجال سنجش‌شان را داشته باشد. اینجا دیگر ذهن در کار نیست، بلکه دلی‌ست که سرشار از نور شده و دستی که بی‌اختیار می‌نویسد. گویی قلم، نایی‌ست که در دست ناپیدای عشق به نغمه درآمده و ترانه‌ای ازلی را زمزمه می‌کند.

آری، هرکه سماع قلم را دریابد، در میکده‌ی معرفت جرعه‌ای نوشیده است. هرکه این سماع را بشنود، پرده از چشمانش فرو می‌افتد و در انحنای هر حرف، نَفَسی از حقیقت را احساس می‌کند.

پس بنویس ای جان!
بگذار قلمت بچرخد، بگذار جانت برقصانَدش، بگذار در سماعِ کلمات، عالمی را به وجد آوری...

پرسش‌های متداول
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر