در آغاز، هیچ نبود جز سکوتی مطلق و خلأیی باردار از احتمالات. در سنتهای عرفانی، نخستین تجلیِ آگاهیِ مطلق را «قلمِ اعلی» مینامند. اگر با عینک فیزیک کوانتوم به این مفهوم نگاه کنیم، قلم همان ناظرِ هوشمندی است که «تابع موجِ» اندیشههای بیشکل و سرگردان را درهم میشکند (Collapse of the Wave Function) و آنها را روی بومِ سهبعدیِ کاغذ، به ذره، به ماده و به «واقعیت» تبدیل میکند.
نوشتن، یک عملِ سادهی فیزیکی نیست؛ یک «کیمیاگریِ» تمامعیار است. قلم در دستِ نویسنده، شبیه به همان ترازوی برنجیِ دقیق در یک عطاریِ کهن است. همانطور که یک عطارِ حکیم، با وسواس، گرمیِ دارچین را با سردیِ کاسنی بالانس میکند تا شربتی شفابخش بسازد، نویسنده نیز واژگان را با طبعِ سرد و گرمشان روی کفهی کاغذ میسنجد تا دارویی برای روحِ خستهی انسانِ مدرن تجویز کند.
وقتی جوهر بر سینهی کاغذ مینشیند، گویی رایحهی اصیلِ یک عودِ دستساز یا بخوری باستانی در فضا آزاد میشود. کلمات، عصاره و اسانسِ روحِ ما هستند که در دستگاهِ تقطیرِ ذهن، به عطرِ ماندگارِ آگاهی بدل شدهاند. ما با هر حرکتِ قلم، در حالِ تراش دادنِ نگینِ نتراشیدهای از جنسِ حقیقت هستیم تا از دلِ آن، فسیلی از احساساتِ ناب را برای آیندگان به یادگار بگذاریم.
اما رازِ شگفتانگیزِ قلم در کجاست؟
مولانای جان، آن اخترشناسِ آسمانِ معنا، در دفتر اول مثنوی، پرده از این رازِ شگرف برمیدارد. او نشان میدهد که قلم با تمام صلابت و دقتِ ریاضیوارش، ظرفیتِ تحملِ فرکانسِ عظیمِ «عشق» را ندارد:
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت
این بیت، شکافتِ هستهایِ کلمات است! وقتی انرژیِ گرانشیِ عشق بر نوک قلم متمرکز میشود، ساختارِ آناتومیکِ زبان فرو میریزد و ما وارد ساحتِ بیزمانی و بیمکانی (Non-locality) میشویم. قلم میشکافد، تا نورِ خالصِ درونش آزاد شود.
حرکتِ نوک قلم روی خطوطِ دفتر، بیشباهت به مدارِ گردشِ سیارات در چرخهی آسترولوژی و صور فلکی نیست. هر کلمه، ستارهای است که در منظومهی یک جمله جای میگیرد و کهکشانی از معانی را خلق میکند. نویسنده، فضانوردی است که با فضاپیمای قلم، در بینهایتِ درون سفر میکند.
امروز، روزِ پاسداشتِ این ابزارِ جادویی است؛ روزِ احترام به آن چوبِ نازک یا فلزِ سردی که گرمای خورشیدِ درونِ ما را به کاغذ منتقل میکند. روز قلم بر تمامِ کیمیاگرانِ کلمه، بر تمامِ عطارانِ روح، و بر هر آنکس که با قطرهای از جوهر، تاریکیِ جهل را میشکافد، خجسته و پرنور باد.
کپی رایت: تمامی حقوق مادی و معنوی سایت سماع قلم متعلق به فرشید احمدی میباشد. استفاده از محتوای رایگان با ذکر کامل منبع بلا مانع میباشد.
(3).jpg?w=60)




.png)
.png)
.png)
.png)
.png)