ایران ، مرز پرگهر

menuordersearch
farshidahmadi.com
جمعه ۱۷ بهمن ۴
(763)
(2)
ایران ، مرز پرگهر

امروز، در میانه‌ی هیاهوی بازار،
تصویری پیش چشم آمد که فریادِ خاموشِ یک ملت بود.
تصویری که اشک را بی‌اجازه به چشم آورد
و دل را به اندیشیدن واداشت؛
اندیشیدن به ایران…
به سرزمینی که قرن‌ها ایستاده،
اما امروز خسته است.
در آن لحظه، پرسشی بزرگ در جانم برخاست؛
آیا هنوز می‌توان باری از شانه‌های این خاکِ رنج‌دیده برداشت؟
آیا هنوز دستی مانده که به یاری بلند شود
و دلی که از تماشاگر بودن عبور کند؟
ایران خسته است،
اما تهی نشده؛
ریشه دارد، خون دارد، خاطره دارد.
و این خاک، نه به فریاد که به همت زنده می‌ماند.
اگر هر یک از ما،
به قدرِ توان خویش
بارِ اندکی از دوشِ وطن برداریم،
اگر خاموش نمانیم،
اگر مسئولیت را از «دیگری» پس بگیریم
و به نامِ «ما» بازنویسی کنیم،
ایران دوباره قد خواهد کشید؛
نه با معجزه،
که با غیرتِ آرامِ فرزندانش.

پرسش‌های متداول
گالری تصاویر محصول
تصاویر
بیشتر
 share network

سایت سماع قلم ، پژواکی از آگاهیست

instagramtwitertelegramaparatfacebook
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب