menusearch
farshidahmadi.com

مناجات چیست

header
جمعه ۱ فروردین ۴
(0)
(0)
مناجات چیست

تعریف‌های از مناجات در مدار عشق

۱. عرفانی:

مناجات، راز و نیاز سالک و حق‌جو با معشوق ازلی است؛ آوازی که از ژرفای جان برمی‌خیزد و در آسمان بی‌کران هستی طنین‌انداز می‌شود. آن لحظه‌ای است که حجاب‌های نفسانی کنار می‌رود و بنده، خود را در برابر حقیقت مطلق، بی‌پرده و بی‌ریا می‌بیند. مناجات نه گفت‌وگوی دو موجود، بلکه هم‌آغوشی دو وجود است؛ یکی فانی، دیگری باقی.

در این خلوت عارفانه، کلمات دیگر زبانی برای سخن گفتن ندارند و زبان دل بر زبان عقل چیره می‌شود. آنجا که دست و زبان قاصر می‌شود، اشک‌ها سخن می‌گویند و سکوت، رساتر از هزاران واژه، فریادِ شوقِ وصال را سر می‌دهد.

مناجات یعنی ذره‌ای از خاک در آغوش بی‌کرانگی نور، یعنی صدای دل که در محضر حق، زاری می‌کند، یعنی پژواکی که از بنده برخاسته و در آغوش خدا آرام می‌گیرد.

۲. ادبی:

مناجات، شعر نانوشته‌ای است که شاعر آن، خودِ روح آدمی است. واژه‌هایی که از جنس نسیم و بارانند، سطرهایی که نه بر کاغذ، بلکه بر لوح دل نوشته می‌شوند.

مناجات، همان شبی است که شبنم‌های نیایش بر گونه‌های تاریکی فرو می‌چکند و آسمان، گوش به زمزمه‌های بی‌قرار آدمی می‌سپارد. مناجات، قصیده‌ای بلند است که مصراع‌هایش از جنس ستاره‌اند، غزلی عاشقانه که قلم آن را اشک‌های پنهان سروده است.

مناجات، زمزمه‌های یک دل شکسته در نیمه‌شب‌های تنهایی است، لحظه‌ای که ماه، چراغی برای عاشقِ نیایش‌گر می‌شود و ستارگان، شاهدان خاموش رازهای نگفته‌اند. آن دم که شب، سیاه‌ترین جامه‌اش را بر تن دارد، نجوای دل، خورشیدی می‌شود که ظلمت را در هم می‌شکند.

۳. عاشقانه:

مناجات، نامه‌ای عاشقانه است که بنده برای معشوق ازلی خود می‌نویسد؛ اما نه با قلم و کاغذ، بلکه با ضربان قلب و سوزِ آه.

مناجات یعنی عاشقی که در نیمه‌شب، دستانش را به سوی آسمان دراز کرده و از دلتنگیِ بی‌پایان خود می‌نالد. معشوق را در هر نسیمی که می‌وزد، در هر ستاره‌ای که می‌درخشد، در هر قطره اشکی که فرو می‌ریزد، جست‌وجو می‌کند.

مناجات، عشق‌بازی بنده‌ای است که جز در آغوش پروردگار، آرام نمی‌گیرد. آن اشتیاقی که قلب را می‌لرزاند و اشک را جاری می‌کند، آن لحظه‌ای که آغوش معشوق را از دور احساس می‌کنی، اما هنوز به او نرسیده‌ای.

مناجات یعنی حبیبی که تو را می‌خواند، اما نامت را صدا نمی‌زند، بلکه در دل تو زمزمه می‌کند. یعنی اشکی که از سوز عشق بر گونه می‌لغزد و آغوشی که بی‌آنکه دیده شود، تو را در بر می‌گیرد.

۴. بهشتی:

مناجات، گلبانگ قدسیانی است که از باغ‌های بهشت می‌وزد و بر دل مشتاقان می‌نشیند. لحظه‌ای که پرده‌های دنیا کنار می‌روند و رایحه‌ای از باغ‌های جاودانگی در روح آدمی جاری می‌شود.

مناجات، گفت‌وگوی زمینیانی است که خداوند، آن را به گوش فرشتگانش می‌رساند. وقتی بنده‌ای دلشکسته، دست‌هایش را به دعا بلند می‌کند، بهشت، پنجره‌هایش را به روی او می‌گشاید و ملائک، در محضر الهی، زمزمه‌های او را با بال‌هایشان حمل می‌کنند.

آن دم که دل به مناجات می‌پردازد، گویی درختان بهشتی به احترام آن نجوا، سر بر هم می‌نهند، چشمه‌های کوثر به جوش می‌آیند و گل‌های رضوان، لبخند می‌زنند. در این لحظه، فاصله میان زمین و آسمان از بین می‌رود و بنده، بر سجاده‌ای از نور، در بارگاه الهی زانو می‌زند.

۵. ماورایی:

مناجات، سفری است فراتر از ابعاد زمان و مکان؛ لحظه‌ای که روح از قفس تن آزاد می‌شود و در بی‌نهایت محو می‌گردد.

مناجات یعنی عبور از مرزهای جهان مادی و ورود به سرزمینی که نه مکان دارد و نه زمان. همان لحظه‌ای که در میان هیاهوی زمین، حجاب‌های دنیا از میان می‌رود و بنده، خود را در میان آغوشی نامرئی اما ملموس احساس می‌کند.

در این لحظه، کلمات، کالبدی از نور می‌یابند، صدا، به فرکانسی از جنس آسمان تبدیل می‌شود و زمان، از حرکت بازمی‌ایستد. مناجات، آن لحظه‌ای است که در اوج زمین‌بودن، آسمانی می‌شوی و در نهایت فنا، به بقا می‌رسی.

نتیجه:
مناجات، یک واژه نیست؛ یک راه، یک پل، یک سفر، یک آغوش، یک گریه، یک خنده، یک نور، یک حضور، یک فنا و یک بقاست. بنده‌ای که با مناجات، روح خود را به سوی معشوق حقیقی بالا می‌برد، دیگر در قید این جهان خاکی نمی‌ماند؛ او در آن لحظه، نه زمینی است و نه آسمانی، بلکه حقیقتی است که میان این دو در پرواز است.

پرسش‌های متداول
گالری تصاویر محصول
 تعاریف زیبایی از مناجات
 تعاریف زیبایی از مناجات
 تعاریف زیبایی از مناجات
 تعاریف زیبایی از مناجات
 تعاریف زیبایی از مناجات
تصاویر
بیشتر