در نگاه عارفانه، هر عضوی از بدن هدیهای از جانب دوست است که باید به شکرانهی آن، سر بر آستان معشوق سایید. هر عضو واسطهای برای درک حقیقت، عشقورزی و بندگی است. در ادامه، ۱۰۰ عضو بدن را که شایستهی شکرانهاند، همراه با نحوهی سپاسگزاری عارفانه آنها میآورم:
- - -
۱. سر – مرکز تفکر و تعقل؛ شکرانهاش تفکر در معرفت الهی و فروتنی است.
۲. پیشانی – محل سجده بر خاک دوست؛ شکرانهاش کثرت سجده و خشوع است.
۳. مغز – مخزن اندیشه؛ شکرانهاش تفکر در حکمت الهی است.
۴. عقل – چراغ هدایت؛ شکرانهاش درک حقیقت است.
۵. دل – خانهی عشق؛ شکرانهاش پر از محبت بودن است.
۶. زبان – ابزار ذکر و گفتار؛ شکرانهاش سخن نیکو و ذکر حق است.
۷. لبها – دروازهی کلام؛ شکرانهاش گفتن از عشق و سکوت در برابر باطل است.
۸. دندانها – وسیلهی تغذیه؛ شکرانهاش خوردن حلال و یاد حق هنگام جویدن است.
۹. فکها – قدرت تکلم؛ شکرانهاش جز به حق نگشودن آن است.
۱۰. چشمها – پنجرهی دیدن؛ شکرانهاش پرهیز از حرام و نگریستن به آیات الهی است.
۱۱. ابروها – سایبان چشم؛ شکرانهاش گشادهرویی است.
۱۲. پلکها – نگهبان چشم؛ شکرانهاش نگاه نکردن به باطل است.
۱۳. مژهها – زینت چشم؛ شکرانهاش بستن چشم از گناه است.
۱۴. گوشها – دریچهی شنیدن؛ شکرانهاش شنیدن حقیقت و ندای دوست است.
۱۵. بینی – حس بویایی؛ شکرانهاش استشمام عطرهای معنوی است.
۱۶. گونهها – محل احساس لطافت؛ شکرانهاش تواضع در برابر دیگران است.
۱۷. چانه – زیبایی چهره؛ شکرانهاش پرهیز از غرور است.
۱۸. گردن – ستون استواری؛ شکرانهاش عدم تکبر است.
۱۹. شانهها – باربر جسم؛ شکرانهاش کمک به دیگران است.
۲۰. بازوها – نماد قدرت؛ شکرانهاش صرف آن در راه خیر است.
۲۱. آرنجها – تسهیل حرکت دست؛ شکرانهاش یاری رساندن است.
۲۲. ساعدها – واسطهی حرکت؛ شکرانهاش نوشتن حکمت است.
۲۳. مچها – اتصال دست؛ شکرانهاش خدمت به خلق است.
۲۴. کف دستها – لمس جهان؛ شکرانهاش کمک به نیازمندان است.
۲۵. انگشتان – وسیلهی عمل؛ شکرانهاش شمارش ذکر و نگارش حکمت است.
۲۶. ناخنها – حفاظت دست؛ شکرانهاش رعایت پاکیزگی است.
۲۷. سینه – جایگاه دل؛ شکرانهاش وسعت صدر است.
۲۸. قلب – مرکز عشق؛ شکرانهاش عشق به خداست.
۲۹. ریهها – دم و بازدم زندگی؛ شکرانهاش دم زدن از یاد یار است.
۳۰. معده – گوارش نعمت؛ شکرانهاش اعتدال در خوردن است.
۳۱. رودهها – تصفیهی غذا؛ شکرانهاش پاک نگهداشتن بدن است.
۳۲. کلیهها – پالایش بدن؛ شکرانهاش نوشیدن پاکیزه و شکرگزاری است.
۳۳. کبد – مرکز تصفیه خون؛ شکرانهاش حفظ سلامتی است.
۳۴. طحال – محافظ خون؛ شکرانهاش رعایت تندرستی است.
۳۵. ستون فقرات – تکیهگاه بدن؛ شکرانهاش استقامت در راه حق است.
۳۶. دندهها – محافظ قلب و ریه؛ شکرانهاش حفظ عفت و پاکدامنی است.
۳۷. پوست – محافظ جسم؛ شکرانهاش رعایت طهارت است.
۳۸. موها – زینت بدن؛ شکرانهاش حفظ نظافت و پوشش مناسب است.
۳۹. ناخنهای پا – تعادل بدن؛ شکرانهاش قدم برداشتن در راه خیر است.
۴۰. رانها – ستون حرکت؛ شکرانهاش ایستادگی در برابر ناحق است.
۴۱. زانوها – انعطاف بدن؛ شکرانهاش رکوع و تواضع در برابر حق است.
۴۲. ساقها – استواری حرکت؛ شکرانهاش جهاد در راه حقیقت است.
۴۳. قوزکها – اتصال ساق به پا؛ شکرانهاش راه رفتن برای خیر است.
۴۴. کف پاها – تماس با زمین؛ شکرانهاش رفتن به سجدهی شکر است.
۴۵. پاشنه پا – تکیهگاه ایستادن؛ شکرانهاش استواری در مسیر حق است.
۴۶. انگشتان پا – تعادل بدن؛ شکرانهاش برداشتن گامهای استوار در مسیر نور است.
۴۷. رگها – جویبارهای حیات در بدن؛ شکرانهاش جاری بودن در مسیر عشق الهی است.
۴۸. شریانها – رسانندهی زندگی؛ شکرانهاش به حرکت درآوردن قلب برای یاری دیگران است.
۴۹. مویرگها – رسانندهی اکسیژن به سلولها؛ شکرانهاش خدمت بیمنت به خلق است.
۵۰. اعصاب – پیامرسان بدن؛ شکرانهاش کنترل احساسات و واکنشهای الهی است.
۵۱. مغز استخوان – تولیدکنندهی گلبولها؛ شکرانهاش ایجاد حیات و امید در دیگران است.
۵۲. دیافراگم – تنظیمکنندهی تنفس؛ شکرانهاش دم و بازدم با ذکر محبوب است.
۵۳. حلق – مسیر عبور غذا و هوا؛ شکرانهاش بیان حقیقت و خوردن روزی حلال است.
۵۴. مری – گذرگاه غذا؛ شکرانهاش کنترل شهوت شکم است.
۵۵. معده کوچک – کنترل تغذیه؛ شکرانهاش پرهیز از اسراف و زیادهروی است.
۵۶. کیسه صفرا – کمک به هضم چربیها؛ شکرانهاش تغذیهی سالم است.
۵۷. لوزالمعده – تنظیم قند خون؛ شکرانهاش پرهیز از افراط در شیرینیهای دنیوی است.
۵۸. مثانه – دفع سموم بدن؛ شکرانهاش رعایت طهارت است.
۵۹. عضلات بدن – وسیلهی حرکت؛ شکرانهاش تلاش برای عبادت و کار خیر است.
۶۰. ماهیچههای قلب – ضربان مداوم زندگی؛ شکرانهاش محبت بیمنت به خلق است.
۶۱. دیوارهی معده – محافظ سیستم گوارش؛ شکرانهاش صبر در برابر ناملایمات است.
۶۲. گلبولهای قرمز – حامل اکسیژن؛ شکرانهاش تنفس در هوای عشق الهی است.
۶۳. گلبولهای سفید – مدافع بدن؛ شکرانهاش ایستادگی در برابر گناه است.
۶۴. پلاکتها – ترمیمکنندهی زخمها؛ شکرانهاش التیامبخشی به دردهای دیگران است.
۶۵. چربیهای بدن – ذخیرهی انرژی؛ شکرانهاش صرف انرژی در مسیر حق است.
۶۶. پوست سر – محافظ مغز؛ شکرانهاش حفظ فکر از وسوسههاست.
۶۷. غدد تعریق – تنظیمکنندهی دمای بدن؛ شکرانهاش دوری از خشم و حسد است.
۶۸. تیروئید – تنظیمکنندهی سوختوساز؛ شکرانهاش توازن در اعمال و رفتار است.
۶۹. غده فوق کلیوی – کنترل استرس؛ شکرانهاش آرامش در یاد خداست.
۷۰. گرههای لنفاوی – محافظ ایمنی بدن؛ شکرانهاش حفظ تقواست.
۷۱. مغز نخاع – ارتباطدهندهی بدن؛ شکرانهاش پیوند قلبها به محبت است.
۷۲. پردهی گوش – تنظیم صوتها؛ شکرانهاش گوش دادن به ندای درون است.
۷۳. پردهی چشم – تنظیم نور؛ شکرانهاش دیدن روشنایی حقیقت است.
۷۴. زبان کوچک – تنظیم صدای گفتار؛ شکرانهاش بیان زیباییهای هستی است.
۷۵. کام دهان – مسیر صوت؛ شکرانهاش ذکر خداوند است.
۷۶. عضلات فک – وسیلهی سخن گفتن و جویدن؛ شکرانهاش سکوت در برابر باطل است.
۷۷. موهای ابرو – محافظ چشم؛ شکرانهاش بالا بردن دیدگاه نسبت به هستی است.
۷۸. مایع مغزی-نخاعی – محافظ مغز و نخاع؛ شکرانهاش حفظ فکر از انحراف است.
۷۹. چشم سوم (غدهی پینهآل) – مرکز شهود؛ شکرانهاش بصیرت عرفانی است.
۸۰. عصب واگ – کنترل آرامش بدن؛ شکرانهاش آرامش در سیر الیالله است.
۸۱. عضلات حلق – بلع غذا؛ شکرانهاش کنترل شهوت است.
۸۲. استخوان ترقوه – استواری شانهها؛ شکرانهاش حفظ استقامت است.
۸۳. استخوان لگن – نگهدارندهی بدن؛ شکرانهاش حرکت در مسیر پاکدامنی است.
۸۴. شبکهی اعصاب خورشیدی – مرکز انرژی بدن؛ شکرانهاش صرف انرژی در خدمت به دیگران است.
۸۵. عصب بینایی – ارتباطدهندهی چشم و مغز؛ شکرانهاش نگریستن به حقیقت است.
۸۶. شبکهی عروق مغزی – تغذیهکنندهی مغز؛ شکرانهاش رشد اندیشهی معنوی است.
۸۷. غضروفها – نگهدارندهی مفاصل؛ شکرانهاش استواری در عبادت است.
۸۸. رگهای کرونری – خونرسان قلب؛ شکرانهاش محبت بیدریغ به انسانهاست.
۸۹. ریشههای دندان – استحکام تغذیه؛ شکرانهاش حفظ بنیانهای فکری صحیح است.
۹۰. عصبهای حرکتی – انتقالدهندهی فرمان مغز؛ شکرانهاش حرکت در راه خیر است.
۹۱. مغز ساقهای – تنظیمکنندهی تنفس؛ شکرانهاش زنده نگهداشتن ذکر خداست.
۹۲. سینوسها – تنظیمکنندهی هوا؛ شکرانهاش استنشاق بوی خوش عبادت است.
۹۳. طناب نخاعی – مرکز ارتباط اعصاب؛ شکرانهاش پیوند قلب با معشوق است.
۹۴. چربیهای مفاصل – روانکنندهی حرکات؛ شکرانهاش نرمخویی و مهربانی است.
۹۵. عضلات کف پا – تنظیم تعادل بدن؛ شکرانهاش حرکت در راه راست است.
۹۶. حلقههای حنجره – کمک به صوت؛ شکرانهاش خواندن اشعار عارفانه است.
۹۷. استخوان خاجی – استواری قامت؛ شکرانهاش خم شدن در برابر معشوق است.
۹۸. دیافراگم صدا – تنظیم صوت؛ شکرانهاش خواندن آوای عشق است.
۹۹. رشتههای عصبی مرکزی – فرمانروای حرکات؛ شکرانهاش کنترل اعضا برای حق است.
۱۰۰. پوست صورت – آینهی حالات درونی؛ شکرانهاش تابش نور معرفت است.
- - -
هر عضو بدن هدیهای از جانب دوست است و تنها راه سپاسگزاری از این نعمات، بهرهبرداری از آنها در مسیر عشق، معرفت و حق است. آیا اینگونه شاکر بودهایم؟
تا صدها و صدها عضو دیگر هم میتوان ادامه داد، اما در نهایت، حقیقت این است که هر سلول بدن نیز دلیلی برای شکرانه دارد.
نتیجه:
آیا ما واقعاً قدر اعضای بدن خود را میدانیم؟ آیا از چشم برای دیدن حقیقت، از گوش برای شنیدن ندای دوست، و از زبان برای ذکر یار استفاده میکنیم؟ شکرانهی هر عضو، آن است که در راه حق به کار گرفته شود. اگر چنین کنیم، هر نفَس و هر حرکت ما، عبادتی عاشقانه خواهد بود.
سماع قلم
کشکول ( فرشید احمدی )