این پرسش به یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی و زبانشناختی مرتبط با هستیشناسی، اراده آزاد و ساختار زبان اشاره دارد. تحلیل این جمله را میتوان از سه منظر مورد بررسی قرار داد:
۱. تحلیل زبانشناختی (نحو و معناشناسی جمله)
عبارت «من به دنیا آمدم» از نظر دستوری، در زبان فارسی جملهای مجهول است. شکل معلوم این جمله میشود:
«کسی مرا به دنیا آورد»
این ناگفته بودن فاعل در زبان، یکی از ویژگیهای ساختارهای مجهول است که موجب میشود عامل اصلی (که میتواند والدین، طبیعت، خداوند یا هر نیرویی که باور داریم) پنهان بماند و تمرکز بر روی «من» بهعنوان کسی که به دنیا آمده است، قرار گیرد.
در بسیاری از زبانها، جملههایی مشابه استفاده میشود، مثلاً در انگلیسی:
"I was born"
که آن نیز یک ساختار مجهول است.
از منظر زبانشناسی، این جمله بیشتر از آنکه ارجاعی به اراده شخصی باشد، بیان یک رخداد است که «من» در آن مفعول است، نه فاعل.
- - -
۲. دیدگاه فلسفی: آیا «من» در تولد نقش داشتهام؟
یکی از چالشهای این جمله در بحث اراده و اختیار مطرح میشود. اگر انسان اختیار دارد، آیا پیش از تولد نیز اختیاری داشته است که تصمیم بگیرد به دنیا بیاید یا نه؟
الف) دیدگاه جبرگرایی
برخی مکتبهای فلسفی مانند دترمینیسم (جبرگرایی) معتقدند که همه وقایع جهان از پیش تعیین شدهاند و حتی تولد ما نیز نتیجهای از زنجیرهای از علت و معلولهایی است که به اجبار اتفاق میافتد. در این نگاه، «من» هیچ نقشی در بهدنیا آمدن نداشتهام، بلکه نتیجهای از یک فرآیند طبیعی و ضروری هستم.
باروخ اسپینوزا، فیلسوف هلندی، در رساله اخلاق (Ethics) میگوید:
«انسانها گمان میکنند آزادند، زیرا نسبت به عللی که آنها را به عمل وامیدارد، ناآگاهاند.»
از این دیدگاه، تولد یک ضرورت علّی است و اختیار در آن بیمعناست.
ب) دیدگاه اختیارگرایانه و متافیزیکی
در مقابل، برخی مکاتب فلسفی و عرفانی معتقدند که روح قبل از تولد وجود داشته و تصمیم گرفته است که در این دنیا متولد شود. این باور در مکاتب افلاطونی، عرفان اسلامی، تناسخگرایی هندو و بودایی دیده میشود.
افلاطون در فایدروس (Phaedrus) و جمهوریت (Republic) مطرح میکند که روح پیش از ورود به جهان مادی در عالمی دیگر وجود داشته و پس از انتخاب سرنوشت خود، وارد جسم میشود.
در عرفان اسلامی، مولانا در مثنوی معنوی (دفتر سوم، بیت ۱۲۵۹) به این موضوع اشاره میکند:
آمدهای که راز بدانی، ولیک / رفتنِ تو کارِ تو نبود، ای فلک
که نشان میدهد آمدن به دنیا شاید با اراده نبوده، اما خروج از آن نیز خارج از اختیار ماست.
در آیینهای شرقی مانند هندوئیسم و بودیسم، مفهوم کارما بیان میکند که روح، براساس اعمال گذشته خود، شرایط تولدش را انتخاب میکند. در اوپانیشادها (متون مقدس هندی)، آمده است که:
«انسان نتیجه اعمال گذشته خویش است و تولد او نتیجه مستقیم آن کارماهاست.»
- - -
۳. دیدگاه علمی: زیستشناسی و روانشناسی تولد
از منظر علم، تولد یک فرآیند زیستی است و هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد فرد قبل از تولد ارادهای در این فرایند دارد. انتخاب والدین، زمان و مکان تولد، جنسیت و ویژگیهای ژنتیکی، همگی بر اساس عوامل طبیعی و ژنتیکی مشخص میشوند.
از دیدگاه روانشناسی، برخی از مکاتب مانند روانشناسی تحلیلی یونگ بر این باورند که ناخودآگاه جمعی ممکن است در تمایل به حیات نقش داشته باشد، اما هنوز این مسأله به صورت علمی اثبات نشده است.
- - -
جمعبندی: آیا جمله «من به دنیا آمدم» صحیح است؟
از نظر زبانشناسی، جمله صحیح است، اما مجهول است و نشان نمیدهد که «من» فاعل این عمل بودهام.
از نظر فلسفی، بستگی به دیدگاه شما دارد: اگر جبرگرا باشید، «من» هیچ نقشی در این فرایند نداشته است، اما اگر به اختیار روحی معتقد باشید، شاید انتخابی در این مسیر وجود داشته باشد.
از نظر علمی، شواهدی مبنی بر تصمیمگیری قبل از تولد وجود ندارد و فرآیند تولد صرفاً زیستی و ژنتیکی است.
بنابراین، این جمله بیشتر از آنکه بیانگر اراده باشد، بیان یک واقعیت است که من نتیجه آن هستم، نه عامل آن.
سماع قلم
کشکول ( فرشید احمدی )