در زمانهای که هر روز با صدای نوتیفیکیشن بیدار میشیم، با چشمهای خسته از اسکرولهای بیپایان، و دلهایی که دیگه کمتر میتونن عشق واقعی رو لمس کنن، "مالک یوم الدین" مثل یه آلارم خالص از جنس حقیقت میاد تو گوشمون. یعنی چی؟ یعنی یه روزی هست، یه نقطهای در زمان که نه این گوشی دستته، نه اون کامپیوتر جلوت، نه شبکههای اجتماعی، نه فالوئرها، نه پول، نه قدرت، نه حتی اسم و رسمت به دردت میخوره. اون روز، همه چیز میره کنار، و فقط یه چیز میمونه: تو و اون خدایی که صاحب اون روزه. یعنی خدا نه فقط امروز، که حتی صاحب همون روز نهاییه، روزی که دیگه دروغ و نمایش و ادا و اطوار جایی نداره.
امروز شاید بتونی توی فضای مجازی خودتو یه قهرمان نشون بدی، یه فرشته، یه روشنفکر، یه عاشق طبیعت یا حتی یه عارف، اما "مالک یوم الدین" میگه: یه روزی میاد که همه چیز واقعی میشه. اونجا نه پست فیک به کار میاد، نه کپشنهای قشنگ. نه دکمهی لایک هست، نه دکمهی دیلیت. همش از بین میره و فقط حقیقت باقی میمونه. و جالب اینه که داور اون روز، نه یه آدم با عینک قانونیه، نه یه قاضی خسته از پروندهها، نه هوش مصنوعی؛ اون داور، همون خداست که مهربونیش بینهایته، و عدالتش بینقصه. کسیه که نه چشمش کور میشه، نه احساساتش بازیچه میشه، نه پارتیبازی میکنه، نه گول ظاهر رو میخوره.
تو دنیایی که محیط زیست نابود میشه، درختا بیصدا قطع میشن، آبها آلوده میشن و انسان، مثل یه سلطان بیرحم، داره زمین رو میبلعه، این آیه مثل یه هشدار پنهانیه. میگه: فکر نکن این خاک بیصاحبه. فکر نکن این رودخونه مال پدرت بوده. فکر نکن حق داری به هر قیمتی مصرف کنی، تولید کنی، تخریب کنی. چون یه روزی هست که باید جواب پس بدی؛ نه فقط بابت دروغهایی که گفتی، بلکه بابت طبیعتی که نابود کردی، بابت خاموش کردن شوق زندگی در دل کسی، بابت محبتهایی که باید میکردی و نکردی.
ما تو دنیایی هستیم که محبت روز به روز کمرنگتر شده. آدمها دنبال سودن، نه خوبی. عشق شده یه سرگرمی موقتی و رفاقت یه معامله. اما "مالک یوم الدین" میگه: حتی یه لبخندت، حتی یه اشک بیصدا، حتی یه کمک کوچیک، همهش حساب داره. اونجا مهربونی گم نمیشه، حتی اگه کسی اینجا قدرشو ندونه. و این یعنی امید؛ یعنی زندگی بیثمر نیست، حتی اگه تو ظاهرش هیچی نباشه. اون روز، روزیه که همهی حقیقتها ورق میخورن، و همه چیز میره سرجای خودش. خدا صاحب اون روزه، نه سیستمهای خراب، نه انسانهای ستمگر، نه سیاست، نه تکنولوژی.
"مالک یوم الدین" یعنی یه نفس راحت، یه نفس عمیق وسط همهی این سردرگمیها. یعنی اگه الان داری جون میکَنی، اگه صداقتت دیده نمیشه، اگه خوبیهات بیجوابه، اگه از این دنیای پرنقاب خستهای، بدون که یه روزی هست... روزی که خدا خودش میز رو میچینه، پروندهها رو باز میکنه، و همه رو میذاره رو به رو هم، بیفریب، بیسانسور. و چه زیباتره که صاحب اون روز، "رحمن" و "رحیم" هم هست... نه بیرحم، نه انتقامجو... پس نترس، ولی آگاه باش؛ سرت رو بالا بگیر، و یادت باشه توی این بلبشوی مدرن، یه نقطهی نور هست به اسم "یوم الدین" که صاحبش خداییه که تورو میشناسه، میفهمه، و هیچچی رو از قلم نمیندازه.
سماع قلم
کشکول ( فرشید احمدی )